تا چه حد به کودک مان محبت کنیم که لوس نشود؟

 

محبت برای کودک یک نیاز مهم است از آن بابت که رشد جسمی و روانی او در سایه آن شکل می‌گیرد. طفلی که محبت نبیند، هرگز رشد نخواهد کرد. محبت، در رشد قوه تکلم بچه‌ها و جنبه اجتماعی حیات آنان تأثیر فراوانی دارد. در بعضی موارد دیده شده بچه‌هایی که نسبت به والدین خود محبت دارند، در زندگی شخصی بیشتر به اصول پایبند هستند. محبت به بچه‌ها باید به صورت احترام به آن‌ها و رعایت استقلال و آزادی ایشان ابراز گردد.

احتیاج به محبت
به گفته روان شناسان احتیاج به محبت امری دائمی است. در دوره بلوغ نیز بچه‌ها نیاز به محبت دارند. بچه‌هایی که از محبت والدین یا بزرگ‌سالان محروم هستند اغلب حالت طغیان، بی‌اعتنایی و خصومت نسبت به دیگران در آن‌ها ظاهر می‌گردد. کودک باید محبت را درک و لمس کند. بنابراین محبت‌های قلبی پدر و مادر کافی نیست. وقتی که محبت قلبی در قالب رفتار محبت آمیز مثل تشکر، بوسیدن، نوازش، اهدای جایزه و امثال آن بروز و ظهور کند برای کودک مفید است.

درک محبت از طرف کودکان در سنین مختلف متفاوت است. در هفت سال اول زندگی، محبت، بیشتر تکیه بر لذات حسی دارد و در دوره‌های بعدی، حفظ شخصیت از نظر نوجوانان و جوانان مهم است. بنابراین در هفت سال اول باید به صورت بوسیدن، نوازش کردن، اهدای خوراکی‌های خوشمزه و اسباب بازی‌های جالب ابراز گردد. ولی در نوجوانی محبت به صورت تشکر، احترام و تکریم شخصیت، حسن لباس، پذیرفته شدن از طرف دیگران و امثال آن موجبات رضایت آنان را فراهم می‌کند.

با این که سخن درباره محبت بسیار زیاد است، در عین حال محبت نباید مانعی برای امر و نهی باشد، یعنی والدین به خاطر رعایت اصل محبت، مجاز نیستند که از امر و نهی به موقع کودک خودداری کنند. محبت اگر جنبه افراطی پیدا کند موجبات پرتوقعی، متکی شدن، زبونی و... کودک را فراهم کند. بنابراین از افراط در محبت باید پرهیز کرد. از طرفی عدم ارضای این نیاز موجب انحراف کودک از مسیر عادی زندگی است.

محبتی که به کودک ابراز می‌شود
نوع محبتی که به کودک اعمال می‌شود باید دارای خصایصی باشد :
- محبت به کودک خواه از سوی والدین و خواه از طرف معلم یا دیگران باید راستین باشد.
- محبت باید به گونه‌ای باشد که او مزه آن را بچشد و این به هنگامی امکان‌پذیر است که ما عملاً محبت خود را به او نشان دهیم. بدینسان فقط دوست داشتن فرزند در دل و علاقمندی قلبی به او کافی نیست.
- محبت به کودک نباید بستگی به موقعیت او داشته باشد. به عبارت دیگر نباید به طفل ابراز محبت کرد از آن بابت که او زیباست، چشم و موی قشنگی دارد، رشدش خوب است و یا در منزل کارهایی انجام می‌دهد و...
محبتی که جان و تن انسان را شکوفا می‌کند، محبتی است معتدل و راستین و به دور از تکلف و تصنع و متناسب با سن و سال و وضع و حال کودک. چنین محبتی نباید به تبعیض آلوده شود، زیرا تبعیض در محبت میان فرزندان، مانند آن است که نسبت به برخی فرزندان افراط و نسبت به برخی تفریط در محبت شده باشد.



راه‌هایی برای ابراز محبت
برای مهرورزی نسبت به کودکان راه‌های بسیاری وجود دارد :

- به کودک سلام کنید، در میان جمع او را احترام كنید، او را ببوسید، درباره خواسته‌هایش توجه نشان دهید، سخنان و شکایاتش را بشنوید، اگر داستانی نقل می‌کند گوش دهید، آنجا که او می‌خندد شما هم بخندید، به او نشان دهید که از تأثر او متأثر می‌شوید و با او آنچنان رفتار کنید که احساس ستم نکند و خود را مظلوم نپندارد، گمان نکند که مقررات فقط درباره او اجرا می‌شود، فکر نکند که والدین آزادند و او در بند است و...

- گاهی مهرورزی به صورت رسیدن به او و به شکم اوست، زمانی خرید اسباب بازی و وسایلی که مورد علاقه اوست، گاهی دادن پول، خرج کردن در راه او، بیدار ماندن در بالای سرش به هنگام بیماری اوست و...

زیان‌های مهر ورزی
تأمین مهر طلبی کودک ضروری است، ولی اگر با مراعات‌هایی انجام نشود، زیان‌هایی به همراه خواهد داشت. در زیر به مهم‌ترین آن‌ها اشاره می‌کنیم:

- طفل به همان میزان که محبت می‌بیند باید وادار شود که محبت را ابراز کند.

- اگر خواهان محبت والدین است باید نسبت به خواهر یا برادر کوچک‌تر هم علاقه نشان دهد. این امر را والدین با زبان کودکانه می‌توانند به او تفهیم کنند و رعایت آن را خواستار شوند.

- مهرورزی‌ها عملی باشد و کمتر زبانی، و به همین طریق در جنبه مهرخواهی از کودک، باید زمینه ملاطفت را ایجاد کنیم. کمتر بگوییم مهربان باش و بیشتر زمینه مهربان بودن او را فراهم سازیم.

- ابراز محبت والدین نسبت به کودکان در حضورشان باید یکسان باشد. زیرا گاهی محبت بیشتر از حد والدین درباره یک طفل باعث رنجش دیگر کودکان خانواده می‌گردد.

- مهرورزی والدین به کودکی در خانواده به گونه‌ای نباشد که او را جیره‌خوار کودک بزرگ‌تر سازد. چه بسیار والدینی که برای طفل کوچک خود هرگز اسباب بازی نو و تازه نمی‌خرند. بلکه او را وادار می‌سازند که با اسباب بازی کهنه فرزند بزرگ‌تر بازی کند و این موجب تأثر و کدورت‌هایی برای طفل خواهد بود و وضع به همین گونه است، در زمینه لباس کودک خردسال.

- هیچ یک از پدر یا مادر نکوشد که محبت و مهر کودک را انحصاری خود کنند و طفل را به سوی خود جلب کنند. این امر برای کودک بسیار خطرناک است به خصوص که اگر خطری متوجه فرد مورد علاقه انحصاری او گردد. میزان مهر و محبت کودک و دلبستگی او به پدر و مادر باید به میزان مساوی و با توزیع متعادل باشد.

- مهرورزی والدین نباید مانعی برای مصونیت کودک از امرها و نهی‌ها شود. آنجا که جای مهر است، باید مهربان بود و آنجا که جای امر و نهی است، باید همان را انجام داد.

اعتماد به نفس از منظر قرآن

 

 

 

 

 

 

 

اعتماد به نفس یا عزّت نفس از اصلی­ ترین عوامل رشد مطلوب شخصیت است. نیاز انسان به اعتماد به نفس در راستای رسیدن به اهداف خود در زندگی امری انکار ناپذیر است؛

در تعریفی دیگر اعتماد به نفس به معنای ایمان به توانایی­ های ذاتی و استعدادهای درونی فرد بر مبنای توکّل بر خداوند تعبیر شده است. یعنی همانگونه که ساختار شاکلۀ پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) برگرفته از خلق و خوی نیکو است از دیدگاه اخلاق قرآنی، انسان نیز وظیفه دارد به دنبال عناصر سازنده­ ای باشد که شخصیت را از آفت­ های نفس مصون نگه می دارد.

نکتۀ مهم در این شیوۀ شکل گیری، توجّه به زیر بناهای اخلاق است که از منظر قرآن مسئله تقوی موضوع اصلی به حساب می آید. زیرا میزان سنجش خوبی و بدی انسان تقوی است که به زبان ساده پرهیز داشتن است که این پرهیز به نوعی سنجش لحظه ­ای در عملکرد «حسابرسی انسان در زمان انجام عمل است» یعنی افعال انسان به طور کامل مورد کنترل دائم شخص با تقوی قرار داشته باشد.

اینکه خداوند می فرماید: پیامبر خلق نیکو دارد یعنی در همه حال مراقب عملکرد خویش است. امّا برای بکارگیری مطلوب این مراقبت خاص، لازم است انسان فکر و اندیشۀ خویش را میزان سنجش قرار دهد. در نتیجه از آنجا که اندیشۀ صحیح مبنای اصلی پرهیزکاری است، نتیجۀ چنین وضعیتی انسان را از نقطه نظر رفتاری وارد مرحله ای می گرداند که پیامبر(ص) به آن درجه رسید و آن «لا یحوّله شیء من امور الدنیا» است که هیچ گاه موضوعی محمد(صلی الله علیه و آله و سلم) را مضطرب و هراسان نمی کرد.

از این رو اعتماد به نفس از اساسی ترین عناصر تکامل صحیح اندیشه است که بسیار هم مورد توجه انبیاء و امامان بوده است. در این مورد علی(علیه السلام) می فرماید: «من کرمت علیه نفسه هانت علیه شهواته»؛ با ارزش ترین سرمایۀ انسان عزّت نفس است زیرا خواهش های بی جا را خوار و مهار می کند.

بی شک اعتماد به نفس صفتی است که در هنگام به وجود آمدن معضلات زندگی گشایش ایجاد می کند و در تعریفی می توان گفت اعتماد به نفس فضیلتی است که در تنگناهای زندگی گشایش و آرامش آفرینی می کند. از این رو شخصی که دارای اعتماد به نفس باشد در آینده انسان موفّق خواهد بود.

زیرا احساس اعتماد به نفس در فرد به بالا بردن میزان خودباوری او کمک می کند و به او یاد می دهد با تکیه بر این حس از استعدادهای درونی خود بهره گیری بهینه نماید که در لحظات بحرانی آرامش خود را حفظ کند تا به آسانی تحت تأثیر تنش های محیط خود قرار نگیرد و از آنجا خود باوری احساسی است که با اعتماد به نفس ارتباط مستقیم دارد تأثیر عوامل تنش زا همواره به عنوان یک خطر، احساسات را تهدید می کند.

و نکتۀ مهمتر اینکه همواره تنش ها باعث به وجود آمدن فاصله بین فکر و اعتماد به نفس می شود و همگرایی در عملکرد فکر و اعتماد به نفس را مختل می کند در نتیجه اضطراب و بی ثباتی اوّلین حاصل چنین وضعیتی خواهد بود.

سه احساسی که آدمی را به بالاترین درجه و یا سطحی ترین درجه سوق می دهند از دیدگاه قرآن به سه بخش تقسیم شده اند:
1. نفس لوامه،
2. نفس اماره،
3. نفس مطمئنه،
که هر یک از آنها در عملکرد انسان نقشی متفاوت ایفا می کند. به عنوان مثال نفس اماره فرمان به سرکشی و گناه می دهد امّا نفس لوّامه با سرزنش کردن نفس امّاره سعی می کند او را به درجات عالی برساند و نفس مطمئنه را باید مرحلۀ متعالی و رسیدن انسان به قرب پروردگار دانست. امّا اینکه کدامیک از این سه مرحله انسان را به اعتماد به نفس می رساند، بی شک نفس مطمئنه است.

زیرا غرائز سرکش شخص را کنترل می کند و او را به آرامش می رساند و در نتیجه فردی که به آرامش رسیده به خود مطمئن و تزلزل ناپذیر می گردد.

از آنجا که قرآن نوع احساسات بشر را در سه مرحله آورده و مرحلۀ مطمئنه را در راستای رضای حق تعالی قرار داده به این دلیل است که انسان برای رسیدن به این مرحله باید آن دو مرحلۀ قبل را پشت سر بگذارد تا بتواند به این مرحله برسد و اولین قدم، رسیدن به ایمان است تا به پشتوانۀ آن بتواند در مواجه با نفس امّاره تنش ها و ناتوانی های خود را کنترل کند. یعنی اوّل نفس خود را از هوس ها پاک کند و آن را با خوبی ها تعلیم دهد و در مهار عصیان و سرکشی تلاش کند تا نفس امّاره کنترل شود.

اگر بتوانیم به این مهمّ دست یابیم بی شک در ایجاد اعتماد به نفس خود موفق عمل کرده ایم. در اینجا اصلی ترین نیاز جهت دست یابی به اعتماد به نفس و خود باوری رسیدن به اطمینان است. در این مرحله انسان به یک حسّ نشاط آور و خوشی می رسد که باعث می شود مورد علاقه و محبّت دیگران قرار بگیرد و از داشتن رابطه مثبت با دیگران احساس امنیّت و امیدواری کند.

 

نویسنده : زهرا خراسانی

منابع: 

بشارت ، بهمن واسفند 1389 - شماره 81

فرق بین اعتماد به نفس با عزت نفس

وجوه تمایز عزت نفس و اعتماد به نفس عزت نفس اعتماد به نفس و عزت نفس مفاهیم پیچیده ای هستند و با وجود اینکه با یکدیگر مرتبط هستند اما دقیقا شبیه به هم نیستند. این در حالی است که این دو عبارت به جای یکدیگر به کار برده می شوند. تعریف اعتماد به نفس بسیار محدودتر از عزت نفس است، اما به طور کل، اعتماد به نفس به عقیده یک فرد درباره توانایی ها و اسنادهای او در توجه به ابعاد خاص خود یا موقعیت های خاصی که با آن مواجه می شود، بر می گردد که به اعتماد به نفس فرد اشاره دارد. اما عزت نفس به معنای داشتن احساس ارزشمندی یا احساس خوبی در مورد خود و یا احساس کارایی یا شایستگی تعریف شده است. عزت نفس اعتماد به توانایی هایمان برای فکر کردن، اعتماد به توانایی هایمان در مقابله با چالش های بنیادی و اساسی زندگی و اعتقاد به حق مان برای موفقیت و شادکامی و همچنین احساس شایستگی، استحقاق دفاع از نیازها و خواسته ها و دستیابی به ارزش اطلاق می شود. مثلا یک فرد ممکن است به طور کلی یک سطح ثابت از عزت نفس را دارا باشد؛ اما وقتی در مقابل یک گروه بزرگ از تماشاگران قرار می گیرد اعتماد به نفسی نداشته باشد.

حال که متوجه تفاوت میان عزت نفس و اعتماد به نفس شدید فکر می کنید چگونه می توان عزت نفس را در افراد پرورش داد؟

چیزی که مسلم است کیفیت عزت نفس افراد، بستگی به سبک زندگی آنها دارد. شکل گیری عزت نفس، از کودکی آغاز گشته و در سراسر زندگی، ادامه می یابد. این عزت نفس بر تمام جنبه های زندگی یک فرد از جمله تصمیم گیری، انتخاب رشته تحصیلی، دوست یابی، نحوه ا رتباط با اطرافیان، انتخاب همسر، شیوه فرزند پروری و... تاثیر خواهد گذاشت. یک نمونه از مظاهر عزت نفس بالا، را می توان در انتخاب سبک زندگی افراد مشاهده نمود. فردی که بر خلاف عزت و فرهنگ جامعه خود یک شغل غیر سنتی را انتخاب می کند، برای مثال زنی که تصمیم می گیرد خلبانی را به عنوان شغل آینده خود برگزیند، و برای این کار حاضر است تمام سختی های این شغل را تحمل کند، نیاز دارد که برای اتخاذ این تصمیم، عزت نفس بالایی را برخوردار بوده و حتی به طور معناداری با مخالفت های اطرافیان مقابله می کند. عزت نفس مفهوم یک واکسن اجتماعی را به خاطر می آورد، بعدی از شخصیت که به افراد قدرت می دهد و در برابر کمبودها و نقصان های آنها و رفتارهای ناشایست اجتماعی محافظت شان می کند اکثر کسانی که در دنیا می شناسیم و آنها را در موقعیت های بالای اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و... مشاهده می کنیم، از یک عزت نفس بالا بهره می برند. زندگی همیشه زیبا نیست و تمام تلاش های ختم به موفقیت نمی شود. با این حال عزت نفس، حرکت در دشواری های زندگی را برای ما راحت و میسر می کند.

عزت نفس: واکسن اجتماعی

تحقیق و بررسی در خصوص عزت نفس مفهوم یک واکسن اجتماعی را به خاطر می آورد، بعدی از شخصیت که به افراد قدرت می دهد و در برابر کمبودها و نقصان های آنها و رفتارهای ناشایست اجتماعی محافظت شان می کند. خانواده یک عامل مهم در رشد عزت نفس است. سال های ابتدایی در ایجاد یک عزت نفس درست و پایدار، در اشخاص بسیار مهم است. والدینی که عزت نفس بالایی دارند در پرورش عزت نفس در فرزندانشان بسیار تأثیرگذار هستند. جو مدرسه نیز نقش مهمی در رشد عزت نفس در دانش آموزان دارد. افرادی که در خود احساس عزت نفس بالایی می کنند کمتر در رفتارهای مخرب مانند سوء استفاده از کودکان، استعمال سیگار و مواد مخدر و... مشارکت دارند. دخترانی که عزت نفس بالایی دارند به ندرت گرفتار ازدواج های زود هنگام و بی موقع می شوند و از طرف دیگر همسران و مادران شایسته ای خواهند بود.

 سه گام جهت رسیدن به عزت نفس بهتر

پیش از آنكه شروع به بهبود عزت نفس خود نمائید ،ابتدا،به توانایی تغییر آن اعتقاد داشته باشید . لزوما هر تغییری سریع و آسان رخ نمی‌دهد، اما می‌تواند اتفاق بیفتد.

گام اول : خودداری از انتقاد درونی

اولین گام مهم در بهبود عزت نفس،شروع مبارزه با پیامدهای منفی ندای درونی منتقد است. همه ما گاهی اوقات به مواخذه و انتقاد از خود می پردازیم اما در برخی از افراد شدت این رفتار دایمی و شدید تر است و لذا باعث کاهش شدید عزت نفس در آنها می گردد بنابراین اولین گام برای اصلاح عزت نفس این دسته از افراد آن است که میزان گفتگوهای منفی درونی آنها را کاهش داده و به جای آن نحوه صحیح مقابله با کاستی ها و نقاط ضعف را بیاموزیم.

گام دوم : تمرین پرورش خود

خودداری از انتقاد درونی ، اولین قدم مهم است ،اما كافی نیست . از آنجایی كه بخشی از عزت نفس ما ، به رفتاری كه دیگران در گذشته با ما داشته اند مربوط می شود، دومین قدم به سوی عزت نفس سالم ،آن است كه با خودتان به عنوان یک فرد ارزشمند رفتار كنید. با پرورش و اهمیت دادن به خود به شیو ه‌ای نشان دهید، كه ارزشمند ، با كفایت، لایق و دوست داشتنی هستید و این چنین با تجارب یا پیامهای منفی گذشته مبارزه كنید . پرورش خود از بخش های گوناگونی تشكیل می شود که از مراقبت های اولیه نسبت به خود شروع شده و تا تلاش برای کسب موفقیتهایی که باعث افتخار شما می شود ادامه دارد.

و آخرین پیشنهاد: از دیگران یاری بخواهید

غالبا ،یاری طلبیدن از دیگران ، مهمترین و نیز دشوارترین قدم به سوی تقویت عزت نفس است . افرادی كه دارای عزت نفس پائین هستند،به دلیل احساس عدم لیاقت نمی توانند از دیگران طلب كمک نمایند . اما از آنجایی كه ، عزت نفس پایین ، غالبا حاصل نحوه برخوردی است كه دیگران در گذشته با شما داشته‌اند ، جهت مبارزه با پیامدهای انتقادی، كه خود حاصل از تجارب منفی گذشته‌اند، نیازمند كمک دیگران خواهید بود.