عوامل مؤثر در رشد
عوامل مؤثر در رشد
چرا رفتار، حالت ها و چهره هاي افراد متفاوت است؟ چرا دو عضو يک خانواده مانند دو برادر يا دو خواهر، گاه حتي روحيه هاي متضاد دارند؟ چرا يکي دوست دارد در اجتماع فعالانه حضور داشته باشد، اما ديگري انزوا را مي پسندد؟ چرا فردي به آساني مشکلات خود را حل مي کند و ديگري کوچک ترين مشکل را نمي تواند تحمل کند؟ يکي همکاري با ديگران را دوست دارد، ولي ديگري حتي نمي داند چگونه با ديگران همکاري کند؟ و صدها پرسش که همه ي آنها به پرسشي کلي باز مي گردد: چرا مردم در زمينه هاي گوناگون متفاوت اند و روش همساني در زندگي ندارند؟ به عبارت ديگر، عوامل مؤثر در بروز اين تفاوت ها چيست؟
روان شناسان دو عامل را به منزله ي عوامل مؤثر در رشد مطرح مي کنند که آنها را عوامل زيستي و محيطي مي خوانيم. آنان بر اين باورند که عوامل بيولوژيکي و محيطي و به تعبيرديگر، وراثت و محيط، تعيين کننده ي همه ي رفتارها خواهند بود؛ درحالي که عامل ديگري نيز وجود دارد که بر برخي رفتارها حاکم است: اراده. بنابراين، مي توان گفت عوامل مؤثر بر رشد عبارت اند از وراثت، محيط و اراده، که هريک را توضيح مي دهيم.
مواد غذايي
يکي از شرايط آغازين سلامت نوزاد، تغذيه کافي و لازم مادر است. پيامبراکرم(صلي الله عليه و آله)مي فرمايد: «وقتي جنين در شکم مادر قرار گرفت،... دست هايش روي پيشاني، و چانه ي او مانند شخصي اندوهناک، روي زانوهاست. پس او چون اسيري است که به وسيله ي رشته اي از ناف خود به ناف مادرش مربوط است و به وسيله ي آن، تا زماني که براي تولد او معين شده است، از خوردني ها و آشاميدني هاي مادر استفاده مي کند».
آنچه مهم است اينکه مواد غذايي هم از جنبه ي کيفي و هم از جنبه ي کمي در رشد جنين تأثير بسزايي دارد. همچنين تغذيه ناقص ممکن است در رشد جنين اختلال ايجاد کند. براي مثال، کمبود يد در مواد غذايي موجب ضخيم شدن غده ي تيروئيد مي شود که کاهش تيروکسين را پس از تولد در پي خواهد داشت، يا کمبود کلسيم سبب اختلال در استخوان ها مي شود. بنابراين، زنان باردار بايد از خوردن غذاهاي چرب، مايونز، چيپس، ماکاروني و مانند آن بپرهيزند. در برابر، خوردن غذاهايي چون شير، سبزيجات، ميوه، گوشت، ماهي و پرندگان ضروري است. در روايت هاي اسلامي نيز درباره ي نوع ميوه و غذا براي زنان باردار سفارش شده است. براي مثال، از امام صادق(عليه السلام)نقل کرده اند: «اگر فرزند زيبا مي خواهيد، به بخوريد».
همچنين داروهاي شيميايي به طور قطع بر جنين تأثير مي گذارد؛ زيرا مواد شيميايي از راه جفت وارد بدن جنين شده، رشد او را به خطر مي اندازد. براي مثال، مصرف منظم آسپرين، با کم وزنی هنگام تولد، مرگ نوزاد، رشد حرکتي ضعيف تر و نمره هاي هوشي پايين تر در آغاز کودکي ارتباط دارد. مصرف زياد داروهاي آرام بخش نيز در رشد مغز جنين اختلال ايجاد مي کند.
حالات رواني مادر
گرچه برحسب ظاهر، ميان مادر و جنين ارتباط عصبي وجود ندارد، وضعيت عاطفي و هيجاني مادر تأثير بسزايي بر جنين مي گذارد. بنابراين، بايد عواملي که بر حالات روحي و رواني مادر تأثير مي گذارد، جست و جو کنيم. خوش حالي، ناراحتي، ترس و مانند آن بر نوزاد درون رحم به طور محسوسي اثر دارد. اختلافات خانوادگي، فعاليت هاي بيش از حد مادر و مشکلات اقتصادي و شغلي، از جمله عواملي اند که به وضعيت عاطفي و هيجاني مادر لطمه وارد مي کنند. پژوهش ها نشان داده است که فرزندان چنين مادراني حساس و کج خلق اند، و به اختلال در خواب و تغذيه دچار مي شوند.
سيگار
سيگار يکي از عوامل بالقوه ي مرگ انسان هاست و فرد را به بيماري هاي قلبي - عروقي و سرطان ريه دچار مي کند. همچنين استعمال سيگار سبب تنفس بد، تغيير رنگ دندان ها و بوي بد دهان شده، مرگ زودهنگام را در پي دارد. سيگار کشيدن زنان باردار ممکن است سبب کم شدن وزن نوزاد هنگام تولد، تأخير در رشد مغزي جنين، ابتلاي نوزاد به غده ي بدخيم و مرگ ناگهاني وي شود.
مواد مخدر
مصرف مواد مخدر از سوي مادران باردار، افزون بر زيان هايي که براي سيگار برشمرديم، بر حالات عاطفي نوزاد نيز تأثير مي گذارد. روي گرداني و انزوا، جزو حالاتي است که در نوزاد مادران معتاد به مواد مخدر مي توان ديد.
الکل
عامل بسيار خطرناک ديگر براي جنين الکل است. اين عامل نيز مانند دو عامل سيگار و مواد مخدر، هم بر سيستم داخلي مادر و هم بر جنين تأثيرهايي منفي به جاي مي گذارد. مصرف فراوان الکل ممکن است باعث نازايي شود. همچنين کودکان چنين مادراني به عقب ماندگي ذهني، اختلالات عصبي مرکزي و نابهنجاري چهره دچار مي شوند. امامان معصوم(عليهم السلام)نيز هشدار داده اند: با کساني که شراب مي نوشند ازدواج نکنيد. امام رضا(عليه السلام)در روايتي مي فرمايند: «به شراب خوار زن ندهيد. همانا هر کس به شراب خوار همسر بدهد، گويا آن دختر را به سوي زنا راهنمايي کرده است».
محيط پس از تولد
محيط پس از تولد را به سبب گستردگي آن مي توان به دو بخش کلي تقسيم کرد: محيط طبيعي و محيط اجتماعي.
محيط طبيعي
پژوهش ها نشان مي دهد که آب و هوا، منطقه جغرافيايي، نور، مسکن، خوراک و پوشاک از جمله عواملي اند که محيط طبيعي به شمار مي آيند. اين عوامل کم و بيش بر برخي از ويژگي هاي جسمي و شخصيتي فرد تأثير مي گذارند و از نظر اخلاقي، حالت هاي ويژه اي را در افراد ايجاد مي کنند. براي مثال، اغلب سخاوت و شجاعت در صحرانشينان، کسالت و تنبلي در محيط هاي گرم، علاقه به استقلال و بزرگواري در کوه نشينان، رضا و قناعت در محيط کشاورزي و علاقه به کوشش و کار در محيط هاي سردسير ديده مي شود.
از ديگر مصاديق محيط طبيعي، تغذيه است. سفارش بيش از اندازه ي متخصصان به تغذيه با شير مادر، اهميت موضوع را مي رساند. اين مهم در گفتار معصومان نيز به چشم مي خورد. همچنين پس از دو سالگي در جهت ايجاد عادت هاي مناسب خوردن، توصيه هايي شده است که به برخي از آنها اشاره مي شود: 1. به تدريج و به آرامي غذاهاي جامد را به کودک بدهيد؛ 2. غذاهاي متفاوت و سالمي را تهيه کنيد و از ارائه تنقلاتي مانند پفک و چيپس خودداري کنيد؛ 3. رژيم غذايي غيرمتعارف فرزند نوپاي خود را بپذيريد. اگر کودک گوشت يا سبزي را رد مي کند و در مقابل، بادام زميني يا پنير را ترجيح مي دهد، آرام باشيد؛ 4. صحنه ي غذا خوردن ميدان نبرد نيست؛ او را به خوردن مجبور نکنيد؛ 5. اجازه دهيد غذاهاي سالم را انتخاب کند.
محيط اجتماعي
محيط اجتماعي از خانواده اي کوچک آغاز مي شود و سپس محيط هاي بزرگ تر مانند مدرسه، جامعه و مؤسسه هاي علمي و غيرعلمي را دربرمي گيرد. روابط درهم تنيده ميان عوامل محيطي و کنش هاي متقابل ميان فرد و محيط اجتماعي، از جمله دلايل پيچيدگي روابط اجتماعي است. در اينجا به برخي از عوامل مهم محيط اجتماعي مي پردازيم:
خانواده
خانواده نخستين محيطي است که کودک با آن روبه رومي شود و در آن بسياري از عادت ها، نگرش ها، آداب و رسوم و ارزش هاي اخلاقي و اجتماعي را مي آموزد. والدين نقشي اساسي در شکل دادن شخصيت کودک ايفا مي کنند. درحقيقت، خانواده نخستين و قديمي ترين محل ارتباط اجتماعي افراد به شمار مي آيد.
کودک به دليل سلسله نيازهايش، به خانواده، به ويژه مادر وابسته مي شود و مادر نخستين فردي است که با کودک به طور مستقيم ارتباط برقرار مي کند. نفوذ پدر و مادر و کودک تنها به جنبه هاي ارثي محدود نمي شود، بلکه چگونگي آشنايی و ارتباط کودک با بنيان هاي فرهنگي و تربيتي جامعه، به چگونگي ارتباط والدين و فرزندان وابسته است. ازين روي، بيشترين مسئوليت تربيت فرزندان بر دوش والدين است. پيامبر اکرم(صلي الله عليه و آله)مي فرمايند: «خانه اي که از برنامه ي درست حکيمانه بي بهره باشد، ويرانه اي بيست نيست». بنابراين، بر اساس پژوهش هاي دانشمندان علوم تربيتي و جامعه شناسي، خانواده، بهترين محيط براي تربيت کودک است. ارتباط ميان والدين و کودکان از هرگونه ارتباط آنان با ديگر عوامل اجتماعي نيرومندتر است.
همسالان
پس از خانواده، همسالان مؤثرترين عامل محيطي در اجتماع اند. اين عامل از آن روي اهميت دارد که ويژگي هاي مشترک ميان آنان موجب الگوگيري آنان از يکديگر مي شود. همچنين همسالان به سبب درک يکديگر، زمان زيادي را در بيان عقايد، سليقه ها، روش هاي زندگي و به طور کلي جنبه هاي مثبت و منفي شخصيت خود مي گذرانند. از اين روي، دانشمندان علوم تربيتي به اين گروه توجه ويژه اي داشته اند و به تفصيل، ويژگي ها، شرايط و راهکارهاي مناسب را براي هدايت و اصلاح آنان بيان کرده اند.
نقش همسالان با نقش خانواده متفاوت است. گرچه رابطه ي کودک با پدر و مادر عميق تر و بادوام تر از رابطه ي وي با همسالانش است، کنش هاي متقابل ميان همسالان، از آزادي و برابرنگري بيشتري برخوردار است.
در منابع اسلامي نيز به اين مهم، بسيار توجه شده است؛ چنان که خداوند در قرآن مي فرمايد: «روزي که ستمکار، دو دستش را مي گزد و مي گويد: کاش با راهنمايي رسول راهي برگزيده بودم. اي کاش فلاني را دوست نمي گرفتم». اين آيه به نتايج رفاقت و معاشرت با بدان اشاره دارد. رسول اکرم(صلي الله عليه و آله)مي فرمايند :«هرانساني از دين و روش دوست و هم نشين پيروي مي کند»؛ «کسي که خداوند خير او را مي خواهد، به او دوستي شايسته ارزاني مي کند،[که] اگر فراموش شد، به يادش آورد و اگر به يادش آورد، او را ياري دهد». همچنين اميرمؤمنان(عليه السلام)دوست را بهترين ذخيره اي مي دانند که بدون آن، گويا فرد هيچ اندوخته اي ندارد. در روايت ديگري، امام صادق(عليه السلام)سعادتمندترين مردم را کسي مي دانند که با مردم بزرگوار معاشرت داشته باشد.
مراکز فرهنگي و مذهبي
از ديگر عوامل مؤثر در رشد، مراکز فرهنگي و مذهبي اند. منظور از اين مراکز، همه ي اجتماعاتي اند که به گونه اي با فرهنگ و مذهب ارتباط دارند. مدرسه، دانشگاه، مؤسسه هاي علمي، کانون هاي فرهنگي، کتابخانه، مسجد و حسينيه، از جمله مصاديق اين مراکزند.
عواملي که در اين گونه مراکز مؤثرند عبارت اند از: محيط فيزيکي، برنامه هاي درسي و مذهبي، ملعمان، مربيان، روحانيان، شاگردان و افرادي که به گونه هايی در انتقال بخش بزرگي از فرهنگ، آداب و رسوم و روش هاي زندگي و يادگيري سهيم اند تا بتوانند جامعه را به سوي زندگي سالم و صالح راهنمايي کنند.
وسايل ارتباط جمعي
از ديگر عواملي که بر رشد تأثير مي گذارند، وسايل ارتباط جمعي اند. راديو، تلويزيون، سينما، تئاتر، ارتباطات رايانه اي، مانند پست الکترونيکي و اينترنت و مطبوعات - اعم از مجله و روزنامه - در گسترش اطلاعات و جهت بخشيدن به افکار و احساسات، تأثير فراواني دارند.
با پيشرفت فناوري در امر اطلاع رساني، مي توان گفت وسايل ارتباط جمعي يکي از آسان ترين و سريع ترين عواملي است که هرگونه دانشي را در قالب نوشتار، صوت و تصوير در اختيار مردم مي گذارد. بنابراين، تأثيرپذيري از اين عوامل، نقشي اساسي در زندگي ايفا مي کند.
عوامل محيطي از جنبه هاي گوناگون بر رشد فرد تأثير مي گذارد که مهم ترين آنها را مي توان در موارد زير خلاصه کرد: 1. تأثير بر رشد و شکوفايي استعدادها؛ 2. شکل و جهت دهي به رفتار، 3. الگودهي، 4. آموزش؛ 5. انتقال ارزش هاي اخلاقي؛ 6. انتقال آداب و رسوم، ارزش ها و قانون هاي اجتماعي.
پژوهشگران بر قدرت بيشتر تلويزيون در برابر ديگر رسانه ها تأکيد مي ورزند؛ چنان که با ورود يک دستگاه تلويزيون به خانه؛ تغييراتي در شيوه هاي رفتار افراد خانواده مي بينيم. از اين روي، توجه به چند نکته ضروري است:
از آنجا که معمولاً غذا کنار تلويزيون صرف مي شود و افراد خانواده، همراه تماشاي تلويزيون با يکديگر صحبت مي کنند، ارتباط آنان به کمترين حد مي رسد. بنابراين، والدين بايد زمان مفيدي را براي گفت و گو تدبير کنند؛ چرا که صحبت هاي کنار تلويزيون بريده بريده است و نمي تواند پيام هاي لازم را برساند.
والدين بايد زمان تماشاي تلويزيون بچه ها را محدود کنند تا آنان نتوانند براي مدت طولاني به اين کار سرگرم شده، از فعاليت هاي ديگر باز بمانند.
والدين بايد برنامه هايي را که فرزندان تماشا مي کنند، کنترل کنند تا از تقليد رفتارهاي خشونت آميز جلوگيري کنند. پژوهش ها نشان مي دهد که خشونت تلويزيوني، بچه ها را به رفتارهاي فيزيکي پرخاشگرانه تشويق مي کند و از حساسيت آنها به خشونت مي کاهد. همچنين، برخي برنامه ها اطلاعات مفيدي به کودکان مي دهد، درحالي که برخي برنامه ها، افکار و احساسات نامطلوبي را در آنان برمي انگيزد.
حضور فعال والدين در تماشاي تلويزيون همراه با فرزندان، موجب مي شود تا آنان بتوانند برنامه ها را ارزيابي کنند. براي مثال، برخي از شخصيت هاي فيلم را مي توان نقد کرد.
وراثت - محيط
کدام يک از دو عامل وراثت يا محيط مهم تراست؟ اين پرسشي است که دانشمندان به آن پاسخ يک ساني نداده اند. برخي بيشتر به وراثت اهميت داده اند، درحالي که برخي ديگر، عامل محيط را بر وراثت ترجيح مي دهند. اين اختلاف ميان دانشمندان اسلامي نيز وجود دارد.
گرچه در اينجا تأثير هر يک از دو عامل را جداگانه بيان کرديم، حقيقت آن است که در ديدگاه هاي دانشمندان معاصر به تعامل اين دو مي پردازيم. براي مثال، وودورث اثر وراثت و محيط را به مساحت مستطيل تشبيه مي کند و مي گويد: همان گونه که مساحت مستطيل بر طول هر يک از قاعده و ارتفاع متوقف است، رشد انسان نيز بر تعامل اين دو عامل متوقف است. اگر دو بذر را از دو جنس در زميني با شرايطي مساوي بکاريم، از بذر خوب، محصول خوب و از بذر نامناسب، نتيجه ي نامطلوب به دست مي آيد. حال اگر يک نوع بذر را در دو خاک و با شرايطي متفاوت بکاريم، از خاک مناسب، محصولي خوب و از خاک نامناسب، محصولي نامطلوب حاصل مي شود.
از منابع اسلامي چنين برمي آيد که برخي ويژگي ها مانند خلق و خو و رنگ پوست، بيشتر به واسطه ي عوامل ارثي تعيين مي شود؛ هرچند تأثير محيط نفي نمي شود. در برخي موارد، مانند هوش و استعداد، وراثت زمينه ساز است و عوامل محيط آنها را به فعليت مي رسانند. گاهي نيز تعامل اين دو، نقش تعيين کننده اي در رشد ندارند، بلکه عامل ديگري در اين زمينه نقش اساسي ايفا مي کند. اين همان اراده و انتخاب انسان است که آن را توضيح خواهيم داد.
اراده
امتياز انسان بر ديگر موجودات و وجه تمايز او، داشتن اراده و اختيار است. توانایي ويژه انسان که بر اساس آن، فرد تأثيرهاي زيستي و محيطي را در تسلط خود درآورده، آگاهانه مسيري را براي رشد برمي گزيند. روشن است که اعمالي چون ضربان قلب در قلمرو اختيار انسان نيستند و مراد از اراده، اعمالي است که از سر اختيار انجام بگيرد و انتخاب يک راه، از ميان مسيرهاي گوناگون است.
با توجه به اينکه اراده از نهاد آدمي سرچشمه مي گيرد، نداشتن اراده در روح انسان خلل ايجاد مي کند؛ زيرا در زندگي آدمي و مسير پيشرفت او موانعي است که جز با اراده نمي توان از آن گذشت. بنابراين، افرادي که نداي بي حالي، بي حوصلگي و نااميدي سر مي دهند، به راحتي نمي توانند از اين مسير بگذرند و اين اراده است که با پشتکار و مقاومت، آدمي را به مقصد مي رساند. از اين روي، برخي گفته اند: فرد با اراده، کسي است که هدفي معقول دارد که تا دستيابي به آن نااميد نمي شود و مشکلات، مانع پيشرفت او نخواهند شد. اراده به منزله ي آبشاري است که راه خود را از ميان سنگ هاي سخت و برنده باز مي کند و جلو مي رود. رهبران بااراده، هميشه راه خود را به سوي اهداف عالي باز مي کنند و سختي کار از پيشرفت آنان جلوگيري نمي کند.
بنابراين، هرچند تأثير وراثت و محيط - که بيشتر روان شناسان تنها به اين دو توجه کرده اند - بر رشد انسان انکارناپذير است، عامل ديگري به نام اراده و اختيار نيز بر برخي رفتارهاي انسان حاکم است. رشد برخي از ابعاد انسان مانند بعد اخلاقي - معنوي، بدون رفتارهاي ارادي امکان پذير نيست؛ چرا که کمال و سعادت جاوداني بشر با همين عمل اختياري او به دست مي آيد. درحقيقت، اراده نقش تعيين کننده اي در ابعادي که رشد آنها به رفتارهاي آگاهانه وابسته است، دارد.
هرگز نمیتوان لحظه ای را بی اندیشیدن گذارند اندیشه و عشق بنای واقعی حیات انسانی است و تنها راه پرکشیدن به سوی او... گم نشده ام اما پیدا هم نیستم ،خواب نبوده ام اما بیدار هم نیستم ،آشنا نبوده ام اما غریبه هم نیستم,خدا نیستم اما تلاش میکنم انسان باشم